کانادا قسمت اول – ۱۵ خطای عمده و ویرانگر مهاجران تازه‌وارد

wrergtegtbvtb

مشاهده روزانه یا مطالعه در باره مهاجران تازه وارد سبب شد در یک سری مطلب خطاهای مرسوم این گروه از افراد را که بعضا در نوشته های دیگر از خودم یا سایر دوستان به ویژه آقای مختاری به آنها اشاره شده مرور کنم تا شاید تذکری باشد به دوستان تازه وارد تا از این موارد اجتناب کنند.

خطای اول: عدم آمادگی پیشینی

پیشتر به کرات در مورد اهمیت آمادگی برای مهاجرت گفته ایم و اغراق نیست اگر بیان شود بیش از ۹۰ درصد مهاجرت های شکست خورده یا کندی در پیشرفت مناسب، به این عامل بازمی گردد. آمادگی هم فقط آمادگی زبانی و مهارتی (شغلی) نیست. آمادگی های روحی، ذهنی، فیزیکی و خانوادگی باید توامان و به صورت متوازن فراهم شوند تا به یک مهاجرت موفق نتیجه بدهند. آنها که مهاجرت را تنها در گرفتن ویزا خلاصه می کنند خطایی مرتکب می شوند که مادر بسیاری از خطاهای بعدی است.

خطای دوم: ناهماهنگی میان زوج ها

یکی از مهم ترین آمادگی ها، آمادگی خانوادگی است به این معنا که تمام اعضا خانواده برای انجام مهاجرت به صورت ذهنی، روحی و مهارتی (به ویژه مهارت های زبانی) آماده شده باشند. یکی از موانع بزرگ پیشرفت مهاجران، فقدان آمادگی در همسر متقاضی اصلی است. وقتی متقاضی اصلی خانم باشد و شوهرش از آمادگی لازم برخوردار نباشد این عدم هماهنگی عموما نتایج منفی شدیدتری پدید می آورد و می تواند به بروز چالش های جدی در زندگی مشترک و حتی جدایی منجر شود. به جای اینکه به امید باج دادن به همسران مخالف با مهاجرت باشید (باج هایی چون انتخاب محل زندگی با توجه به نظرات او حتی اگر از نظر هزینه منطقی نباشد، تامین سطحی از استانداردهای زندگی که برای یک تازه وارد بسیار بی دلیل و پرهزینه است، پذیرش مسئولیت ها بیشتری در زندگی و فراتر از توان تا همسرتان را ساکت کنید، پذیرش نقش مترجم هم زمان بودن برای او و…) سعی کنید از ابتدای تصمیم به مهاجرت با وی در مورد دلایل و اهمیت مهاجرت به توافق برسید و این پروسه را یا با هم ادامه دهید یا کلا کنار بگذارید. فرزندان به ویژه فرزندان نوجوان و جوان هم لازم است تا برای پروسه مهاجرت آماده شوند.

خطای سوم: اصرار بر اقامت در شهر یا مناطق نامناسب و فقدان تحرک

بسیاری از مهاجران قبل از اینکه از خود بپرسند کدام شهر یا کدام منطقه از یک شهر برای آنها بهتر است و چرا، به سراغ مکان هایی می روند که یا چندان مفید نیستند و یا حتی بدتر، برای تازه واردان مضر هستند. آنها معمولا دنبال جایی می گردند که آب و هوایش بهتر باشد، دوست و آشنا و یا حداقل ایرانیان بیشتری در اطرافشان زندگی کنند، با مشکل ضعف زبانی، کمتر درگیری داشته باشند، ارزان ترین جای شهر باشند  و… اینکه شما فامیل یا دوست نزدیکی در کانادا دارید که می توانند قوت قلب و پشتیبان روزهای اول حضور باشند خیلی خوب است اما همان ها نباید ناخواسته عامل ترمز شما برای پیشرفت شوند. به همین دلیل مثلا یک مهاجر تازه وارد با پیشینه مهندسی و توانایی های زبانی متوسط به بالا ممکن است اگر مستقیما به کلگری برود خیلی بهتر باشد تا تورنتو ولو اینکه دوست و فامیل در تورنتو داشته باشد. حالا اگر در تورنتو هم اقامت کرد نباید بر خودش واجب بداند که باید تحت هر شرایطی در این شهر بماند و دنبال کار یا تحصیل باشد. تلاش برای یافتن کار باید گسترده باشد و همراه با چابکی لازم تا مثلا اگر کاری در ادمونتون یافت بلافاصله جاکن شود و به آنجا برود. برای من عجیب است که دوستانی ده ها هزار کیلومتر از وطن خود دور افتاده اند اما گاهی در مورد چند صد کیلومتر این ور یا آن ور جابجا شدن باید برای شان کلی استدلال کنی. اگر وضعیت مهارت های شغلی و زبانی شما خوب است و شغل تان هم در مجموع در میان مشاغل مورد نیاز کانادا است حتی بهتر است که سریعا برای اجاره آپارتمان ۱۲ ماهه اقدام نکنید و تلاش کنید با یافتن جایی مثلا برای ۶ ماه، به خودتان فرصت دهید که کاریابی در استان های دیگر را با نگرانی کمتری دنبال کنید.

از آن طرف دیگر و در نقطه مقابل شهرهای بزرگ، اینکه شما دوستی دارید که در یک شهر کوچک در انتاریو زندگی خوب و آرامی دارد به این معنا نیست که این شهر گزینه خوبی برای شما هم هست. آن فرد بعد از سال ها کار و تجربه توانسته کاری در آن محیط بیابد اما آیا فضای کار و کسب و حمایت های دولتی از مهاجران تازه وارد در آن شهر وجود دارد؟  بزرگی یا کوچکی شهرها مهم نیستند؛ مهم این است که کجا برای پیشرفت شما بر اساس هدفی که در نظر دارید (کار یا تحصیل) مناسب تر است.

خطای چهارم: بی صبری و گرفتن تصمیمات عجولانه

مهاجران معمولا افرادی فعال و پرتحرک در کشورهای خود هستند که به داشتن دغدغه های کاری و بیزینسی عادت کرده اند. ورود به شرایطی که برنامه زندگی خلوتی دارد، کسی به تلفن همراه شان زنگ نمی زند، روزها از پس هم می گذرد بدون اینکه دقیقا روشن باشد فردا چه خواهد شد ممکن است مسبب فشارهای روانی زیادی بر آنها باشد؛ ضمن اینکه این شرایط ممکن است همراه با ناملایمت های همسر و فرزندان، نگرانی از بابت کاهش درامد ذخیره شده و نظایر اینها باشد. نتیجه چنین اتفاقی برای بسیاری از مهاجران عجله فراوان در «انجام دادن یک کاری!» و گرفتن تصمیمات نادرست یکی بعد از دیگری است. اگر به شما توصیه می کنیم که ترجیحا در یک سال اول بیزینسی در کانادا راه اندازی نکنید (مگر با رعایت شرایطی بسیار سخت و منضبط)، اگر تاکید می کنیم به سرعت در فکر خرید خانه نباشید، اگر می گوییم در کارتان برنامه ریزی داشته باشید، اگر تاکید می کنیم که از بدو ورود سراغ مراکز ویژه راهنمایی تازه واردان بروید و سعی کنید همه اقدامات ضروری نظیر آشنایی با فرایند کاریابی، رزومه نویسی و نظایر اینها را با صبر و حوصله یاد بگیرید و به خروجی مناسب برسانید، اگر تاکید می کنیم که ولو اگر هیچ احتیاج مالی هم ندارید برای مشاغل برای بقا تقاضا دهید و سعی کنید حداقل یک شغل پاره وقت بیابید…از نتایج مهمش تخلیه مناسب انرژی، حفظ توازن ذهنی و جسمی، حفظ انگیزه ها و نهایتا اجتناب از تصمیمات عجولانه، غیرمنطقی و هزینه ساز است.

برای مهاجری که با هزار امید و آرزو و اندوخته محدود پا به سرزمین جدید گذاشته هیچ چیز مخرب تر از این نیست که با این اندوخته های محدودش قمارهای خطرناک کند و بسیاری از تصمیمات سریع و بدون بررسی های عمیق حکم همین قمارها را دارند.

خطر پنجم: فقدان برنامه ریزی برای گذر از دوران سخت اولیه

اکثر مهاجرانی که به کانادا می آیند در حوزه های مهندسی ویا مدیریت فعال بوده اند و لذا با «مدیریت پروژه» آشنایی عمیق یا اجمالی دارند. بهتر است این افراد وضعیت خود را هم نوعی پروژه نیازمند برنامه ریزی و مدیریت ببینند. البته این پروژه ، یعنی پروژه یک تا سه ساله «استقرار موفق در کانادا» پروژه ای است که پارامترهای ناشناخته یا خارج از کنترل آن زیاد است اما دشوارتر از بسیاری از پروژه هایی که پیشتر با آن درگیر بوده اید نیست پس چرا با آن شبیه یکی از آن پروژه ها برخورد نمی کنید؟ (البته نه از نوع پروژه آزادراه تهران-شمال!)

در این پروژه لازم است که قبل از همه اهداف و منابع، درست شناسایی شوند. گاهی خطاها از همین نکات بدیهی آغاز می شود. فرد می پندارد که هدفش ادامه تحصیل است در صورتی که نیست یا نباید باشد و…بعد هم باید یک زمان بندی مشخص و همچنین دوره هایی که باید برنامه مورد بازبینی قرار بگیرد و متناسب با پیشرفت حاصل شده، تغییرات لازم اعمال شود مشخص گردد.

توجه داشته باشید که اگرچه بخش اصلی این برنامه، احتمالا کاریابی و جستجوی شغل است اما کاریابی همه آن نیست. باید به صورت متوازن به مسائل انسانی و عاطفی و تفریحات هم پرداخت و در نظر داشت که اعضا خانواده شما سرباز و یا نیروی تحت استخدام شما نیستند و خود اینکه چطور آنها را در این پروژه دشوار مشارکت بدهید اهمیت زیادی دارد. از طرف دیگر آنها رییس یا رقیب شما هم نباید بشوند چون احتمالا با تصمیمات شان مبنای برنامه ریزی شما را برهم می زنند.

به خواندن ادامه دهید

مناسب ترين راه براي مهاجرت به کانادا چيست؟ پاي صحبت پانته آ جعفري وکيل مهاجرت

pantraaa

مناسب ترين راه براي مهاجرت به کانادا چيست؟ پاي صحبت پانته آ جعفري وکيل مهاجرت

به دنبال روي کار آمدن دولت ليبرال آقاي جاستين ترودو در اکتبر 2015، تغيير و تحولاتي در برنامه هاي مهاجرتي کانادا پديد آمده و يا در حال پديد آمدن است که در نشستي با خانم پانته آ جعفري نظرات ايشان را درباره سيستم مهاجرت کانادا و تغيير و تحولات اخير جويا شديم.

پانته آ جعفري وکيل رسمي دادگستري کانادا است که با پشتوانه اي از تجربه و کار با جمعيت هاي مهاجر در کانادا و خارج از آن، و همچنين مالکيت و مديريت موسسه حقوقي جعفري، به خوبي با قوانين مهاجرت کانادا آشنا است.

اگر با شخصی ازدواج کرده اید که در خارج از کانادا است، و اگر می خواهید پاسخ سئوالات زیر را بدانید، حتما گفتگوی ما با پانته آ جعفری را در صفحات 72 و 73 این شماره بخوانید:
علت چيست که براي همسراني که در کانادا هستند، گرفتن اقامت بيشتر طول مي کشد؟
افرادي که داراي اقامت دائم (کارت PR ) هستند، براي حفظ اقامت دائمشان چه مدت بايد در کانادا باشند؟
براي کسب شهروندي چه مدت بايد در کانادا اقامت داشت؟
چه کساني شرايط بهتري براي مهاجرت به کانادا دارند؟
اگر کساني سنشان بالاتر باشد، و زبانشان از سطح عالي ضعيف تر، برای مهاجرت به کانادا چه می توانند بکنند؟

***

در نیمه اول دسامبر، جان مک کالوم وزیر مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا اعلام کرد زمان رسیدگی به تقاضاهای مهاجرت همسر به زیر 12 ماه کاهش می یابد.

بهم پیوستن خانواده ها بخصوص کسانی که به تازگی ازدواج کرده اند، یکی از عوامل ثبات خانواده است که اسباب راحتی خانواده ها را فراهم کرده و بدین ترتیب موجب کار و تلاش و انرژی بیشتر و روحیه بهتر خانواده های جوان می شود که این نیز در تقویت اقتصاد کانادا موثر است.

پانته آ جعفری درباره نحوه کاهش یافتن این مدت توضیح جالبی ارائه می دهد و می گوید دولت جدید پرونده های تقاضای مهاجرت همسر را از سفارتخانه های شلوغ به سفارتخانه های خلوت می فرستد، الان همه چیز دیجیتال شده و پرونده را به هر سفارتخانه ای که بدهید، خودشان به صورت داخلی آن را به جاهایی می فرستند که نوبتشان طولانی نیست.

خانم پانته آ جعفری در اینجا مثالی می زند و می گوید اگر کسی با خانمی ازدواج کرده که در ایران است و برای او تقاضای مهاجرت داده، سفارت رسیدگی به این تقاضا معمولا سفارت کانادا در آنکارا است که آن هم یکی از سفارتخانه های شلوغ است. اما ممکن است این پرونده را برای رسیدگی بفرستند مثلن به سفارت کانادا در فرانسه تا همه سفارتخانه ها به اندازه مساوی کار داشته باشند، و همین باعث سریعتر شدن روند کار می شود، و برای همین اخیرا برای موکلینی که ما داشتیم مدت انتظار چیزی بین ده تا چهارده ماه بوده، و حتی در موارد استثنایی پرونده ای داشتیم که در عرض شش ماه تکمیل شد و جواب گرفت و همسرشان در هفتمین ماه وارد کانادا شد.

وی در ادامه توضیحات خود تاکید می کند: رسیدگی به تقاضای مهاجرت همسر نسبت به دوران دولت آقای هارپر خیلی بهتر شده.

برای کسانی که همسرشان در کانادا است و برای او تقاضای مهاجرت کرده اند، وضعیت چگونه است؟

پانته آ جعفری: برای این دسته افراد، از بعضی جهات بهتر است و از بعضی جهات بدتر. جهات بهتر یکی این است که همسر می تواند در این جا زندگی کند، و اجازه کار می گیرد. مدتی است برنامه ای را به صورت Pilot Project بـه اجرا گذاشته اند زیرا می گویند قابل قبول نیست برای دو نفر که با هم ازدواج کرده اند و همسر با ویزای ویزیتور در اینجاست، این قدر منتظر بمانند، و همسر اجازه کار نداشته باشد. به همین خاطر برای این دسته از همسران تقریبا در عرض چهار ماه اجازه کارشان می آید.

از خانم جعفری می پرسیم: این دسته از همسران معمولا چگونه به کانادا آمده اند؟
پانته آ جعفری: معمولا به صورت ویزیتور، یا دانشجو، یا پناهجو به اینجا آمده اند و در اینجا ازدواج کرده اند. اما نکته منفی آن این است که اجازه اقامت این دسته از همسران دیرتر می رسد و به همین خاطر سیتی زن شدن آنها دیرتر میسر می شود.

علت چیست که برای همسرانی که در کانادا هستند، گرفتن اقامت بیشتر طول می کشد؟
پانته آ جعفری: به نظر من اینها به هر حال در کانادا اقامت دارند و از همسرشان دور نیستند، و اجازه کار هم که بهشان داده می شود، پس در اولویت کمتری قرار می گیرند.

نکته منفی در مورد همسرانی که در داخل کانادا هستند این است که طبق قانون فعلی، برای دریافت شهروندی چهار سال از شش سال باید در کانادا بود، اما در مورد همسرانی که در کانادا اقامت دارند، مدتی که به عنوان اقامت موقت در اینجا هستند جزو آن چهار سال حساب نمی شود، یعنی همسری که با اجازه کار در اینجا دو سال و نیم می ماند و کار می کند، طبق قوانین فعلی آن دو سال و نیم جزو مدت چهار سال اقامت لازم برای شهروندی حساب نمی شود.

اما این قانون هم احتمالن تا فصل بهار عوض می شود و تبدیل می شود به سه سال از پنج سال.

آیا شهروندان کانادا در اینجا می توانند با کسی که با ویزای دانشجویی یا ویزیتوری به سر می برد ازدواج کنند؟
پانته آ جعفری: صددرصد.

افرادی که دارای اقامت دائم (کارت PR) هستند، برای حفظ اقامت دائمشان چه مدت باید در کانادا باشند؟
پانته آ جعفری: این افراد، دو سال از هر دوره پنج ساله را باید اینجا باشند تا بتوانند اقامت دائم خود را حفظ کنند.

برای کسب شهروندی چه مدت باید در کانادا اقامت داشت؟
پانته آ جعفری: طبق قانون فعلی، برای کسب شهروندی باید از هر شش سال حداقل چهار سال را در اینجا اقامت داشت، و در هر سالی که می خواهند برای شهروندی حساب کنند باید حداقل شش ماه از آن سال را در کانادا اقامت داشته باشند، وگرنه آن سال محاسبه نمی شود و مثلا اگر پنج ماه در یکسال اقامت داشته اند، آن پنج ماه را از دست می دهند. اما قانون آینده (که قرار است تا بهار تصویب شود) احتمالا این شرط شش ماه از هر سال را نخواهد داشت.

یک نکته مهم در مورد ازدواج غیابی.
پانته آ جعفری: در گذشته افرادی که ساکن کانادا بودند می توانستند به طور غیابی با همسر مورد نظرشان ازدواج کنند. مثلن اگر همسر مورد نظرشان در ایران بود، با دادن وکالت به وکیل و یا شخص دیگری، به طور غیابی با همسر مورد نظرشان ازدواج می کردند، اما اکنون دیگر نمی توانند به طور غیابی ازدواج کنند و باید کنار همسر مورد نظرشان حضور فیزیکی داشته باشند تا بتوانند با او ازدواج کنند. بخصوص افرادی که پناهنده بودند و مشکل سفر به ایران داشتند، می توانستند وکالت بدهند و به طور غیابی ازدواج کنند. اما الان قانون تغییر کرده و شخص (داماد یا عروس) باید شخصن آنجا حضور داشته باشد.

ـ ولی اگر شخصی نتواند به آنجا سفر کند چی؟
پانته آ جعفری: در این صورت باید بروند به کشور سوم، و یا بتوانند برای طرف ویزای توریستی بگیرند تا بیاید اینجا.

در رابطه با اسپانسر شدن همسر، خانم جعفری به نکته دیگری نیز اشاره می کند و می گوید: طبق مقررات جدید که سال گذشته توسط دولت اعلام شد، افراد برای آنکه بتوانند همسران خود را برای مهاجرت به کانادا اسپانسر شوند همچنین باید از یک حداقل درآمد برخوردار باشند.

ـ اگر کسی برای مهاجرت در گروه Skilled Workers به شما مراجعه کند، آیا شما او را در عرض یکسال به کانادا می آورید؟
پانته آ جعفری: اگر شرایط وی به برنامه دولت فدرال بخورد و امتیاز لازم را داشته باشد، حول و حوش 6 ماه طول می کشد، اما اگر حمایت یک استان یا کارفرما را نیاز داشته باشند، این خود چند ماه وقت بیشتر می برد که می شود حول و حوش یکسال.

تغییرات جدید در سیستم امتیازبندی مهاجرت که 19 نوامبر گذشته به اجرا درآمده به چه معناست؟
از توضیحات پانته آ جعفری دریافتیم که به دنبال این تغییرات، حداکثر امتیازی که از بابت پیشنهاد کار استانی به فرد تعلق می گرفت از 600 امتیاز به 200 امتیاز ـ و در اغلب موارد به 50 امتیاز ـ تقلیل یافته و در عوض امتیاز سابقه تحصیل در کانادا افزایش یافته.

ـ چه کسانی شرایط بهتری برای مهاجرت به کانادا دارند؟
پانته آ جعفری: کسانی که سنشان زیر 35 سال باشد، سطح تحصیلاتشان بالاتر باشد (فوق و دکترا امتیازات بهتری می آورد)، سابقه کارشان بیشتر باشد، زبان انگلیسی شان حداقل IELTSa6 یا بالاتر باشد (اگر 9 به بالا باشد امتیاز خیلی خوبی می آورد)، اگر سابقه درس و کار در کانادا داشته باشند مهم است، و در صورت داشتن همسر، سابقه درس و رتبه زبان همسرشان هم مهم است، اگر فامیل درجه یک در کانادا داشته باشند هم مهم است.

ـ اگر کسانی سنشان بالاتر باشد، و زبانشان از سطح عالی ضعیف تر، توصیه شما به آنها چیست؟
پانته آ جعفری: این افراد باید برای مهاجرت برنامه Immigration Planning داشته باشند. بعضی ها امکان انجام کارهایی را دارند که امتیازاتشان را بهبود بخشد، مثل کار کردن یا درس خواندن یا بالا بردن تسلط به زبان.
برای بعضی ها که سن شان بالاتر باشد، و زبان انگلیسی شان از حد عالی پایین تر باشد، شاید سیستم کارآفرینی برایشان مناسبتر باشد.

برنامه انتاریو برای دانشجویان فوق و دکترا
پانته آ جعفری می گوید استان انتاریو یک برنامه ویژه برای دانشجویان فوق لیسانس و دکترا دارد. در حالی که اغلب استانها برای دادن اقامت دائم به دانشجویان بین المللی از آنها می خواهند که پس از پایان تحصیلات از 6 ماه تا یکسال تجربه کاری در همان استان داشته باشند، حتی بعضی از استانها از متقاضی می خواهند یک پیشنهاد کار از کارفرما داشته باشند، اما در استان انتاریو حتی با طی کردن یک دوره یکساله فـوق لیسانس متقاضـی می تواند به محض پایان دوره برای دریافت اقامت دائم، اپلای کند.

مهاجرت با سیستم کارآفرینی
کسانی که سنشان بالاتر است و تسلط به زبانشان کمتر، برای مهاجرت به کانادا می توانند از طریق سیستم کارآفرینی Entrepreneur Programs اپلای کنند.

شرایط این برنامه چیست؟
پانته آ جعفری شرایط این برنامه را چنین توضیح می دهد: متقاضی بسته به استانهای مختلف، می باید دارای شرایط زیر باشد:

  • دارایی خالص او حداقل 300 هزار دلار باشد.
  • سه سال تجربه مدیریت داشته باشد.
  • حداقل 125 هزار دلار برای خرید یا ایجاد یک بیزنس کانادایی سرمایه گذاری کند.
  • از سطح بیسیک در زبان انگلیسی یا فرانسه برخوردار باشد.

برای اطلاعـات بیشتر و پاسخ به سئوالاتتان می توانیـد از طـریق زیـر بـا خانـم پانته آ جعفری تماس بگیرید:
info@jafarilaw.ca

پانته آ جعفری اگرچه در شش ماهگی از ایران خارج شد، ودر 8 سالگی به همراه خانواده به کانادا مهاجرت کرد، اما زبان فارسی را به شیوایی صحبت می کند.

پانته آ جعفری وکیل رسمی دادگستری کانادا است که با پشتوانه ای از تجربه و کار با جمعیت های مهاجر در کانادا و خارج از آن، و همچنین مالکیت و مدیریت موسسه حقوقی جعفری، به خوبی با قوانین مهاجرت کانادا آشنا است.

او عضـو انجمن وکلای مهاجرتی است که می نشینند با دولت در مورد مسائل گوناگون مهاجرتی صحبت می کنند.

به دنبال روی کار آمدن دولت لیبرال آقای جاستین ترودو در اکتبر 2015، تغییر و تحولاتی در برنامه های مهاجرتی کانادا پدید آمده و یا در حال پدید آمدن است که در نشستی با خانم پانته آ جعفری نظرات ایشان را درباره سیستم مهاجرت کانادا و تغییر و تحولات اخیر جویا شدیم.

به خواندن ادامه دهید

دولت اوباما برنامه انگشت‌نگاری و عکس از مردان مهاجر به آمریکا را لغو می کند

amricaass

دولت اوباما روز پنجشنبه اعلام کرد که رسما برنامه ثبت نام مردهای مهاجر از کشورهای مسلمان را باطل می کند. این برنامه از زمان پس از حملات ۱۱ سپتامبر باقی مانده بود و دولت فدرال آمریکا از سال ۲۰۱۱ به این سو از آن استفاده نمی کرد.

براساس این برنامه، همه مردان از برخی کشورهای خاورمیانه و کره شمالی در بدو ورود به آمریکا انگشت نگاری می شدند

تصمیم به مختومه اعلام کردن نظام ثبت نام ورود و خروج امنیت ملی، همزمان با اوج نگرانی از سخنان دونالد ترامپ درباره محدودسازی ورود مهاجران مسلمان به آمریکا صورت گرفته است. یکی از مشاوران ارشد دونالد ترامپ در امر مهاجرت گفته است که دولت آینده این برنامه را برقرار خواهد ساخت.

اخیرا و به دنبال حمله با یک کامیون به داخل بازار کریسمس در برلین و اعلام این که راننده کامیون احتمالا مهاجری از تونس بوده، آقای ترامپ یک بار دیگر بر طرح فوق تاکید کرد.

برنامه ثبت نام حدود یک سال پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر برقرار شد و به موجب آن مردان و پسران مهاجر از اغلب کشورهای خاور میانه در بدو ورود به آمریکا باید در دولت فدرال ثبت می شدند. افرادی نیز که در داخل کشور بودند، می بایستی در ادارات مهاجرت ثبت می شدند.

ثبت نام که مردان کره شمالی را نیز در برمی گیرد، شامل انگشت نگاری و عکسبرداری است. افراد همچنین در صورت تغییر آدرس آن را به اطلاع دولت می رسانند.

به خواندن ادامه دهید

آلمان : یک بلغاری مسول حمله وحشیانه به دختری در مترو برلین بود بازداشت شد؛ دادستانی «اقدام به قتل» را بررسی می‌کند

ewrweweqrwerewr

آلمان : یک بلغاری مسول حمله وحشیانه به دختری در مترو برلین بود بازداشت شد؛ دادستانی «اقدام به قتل» را بررسی می‌کند

جوانی بلغاری به اتهام اعمال خشونت علیه زنی جوان در مترو برلین دستگیر شده است. او در بازداشت می‌ماند چون احتمال می‌رود فرار کند. گفته می‌شود دادستانی اتهام «اقدام به قتل» را نیز بررسی می‌کند.

برای متهم به اقدام خشونت‌آمیز در مترو برلین روز یکشنبه (۱۸ دسامبر/ ۲۸ آذر) قرار بازداشت صادر شد؛ از این مرد ۲۷ ساله بلغاری بازجویی شده است. سخنگوی دادستانی در عین حال جزئیات گفته‌های متهم را فاش نکرده است.

در روزهای اخیر فیلمی از دوربین‌های مداربسته یک ایستگاه مترو در محله ‌»نوی کلن» برلین منتشر شد که در آن مرد جوانی که بطری آبجو و سیگار در دست دارد، ناگهان به پشت زن جوانی لگد می‌زند و او را از بالای پله‌ها به پایین پرت می‌کند. دست زن ۲۶ ساله در پی این عمل خشونت‌آمیز شکست. در ویدیو دلیل این اقدام مشخص نبود. تصاویر مربوط به روز بیست‌وهفتم اکتبر (۶ آبان) است. پلیس آلمان روز شنبه (۲۷ آذر) اعلام کرد که متهم را دستگیر کرده است.

نگرانی از احتمال فرار متهم، دلیل صدور قرار بازداشت بوده است. «آسیب بدنی خطرناک» محور دستور دستگیری متهم است. هنوز مشخص نیست اتهام در همین سطح باقی بماند. در صورت اثبات جرم، بین ۶ ماه تا ۱۰ سال حبس در انتظار متهم خواهد بود.

از سوی دیگر، آن‌طور که نشریه «بیلد» آلمان به نقل از سخنگوی دادستانی نوشته، ممکن است در پایان تحقیقات موارد دیگری نیز به متن دادخواست اضافه شوند. نشریه «برلینر مورگن‌پست» هم نوشته که در پایان تحقیقات ممکن است علیه متهم به اتهام «اقدام به قتل» اقامه دعوا شود.

حضور دو برادر و یک آشنای متهم در صحنه جرم

متهم جوان در یک اتوبوس بین شهری در ایستگاه مرکزی اتوبوس برلین دستگیر شده است. گفته می‌شود مسافر دیگری چهره او را تشخیص داده و پلیس را خبر کرده است. متهم از قرار معلوم در هنگام دستگیری مقاومت نکرده است. در این مورد نیز جزئیات بیشتری منتشر نشده است. پلیس خبررسانی رسمی را به روزهای آتی موکول کرده است.

بنا بر اعلام منابع قضایی، تحقیقات علاوه بر متهم اصلی، در مورد دو برادر و یکی از آشناهای او هم در جریان است. در تصاویر دوربین مداربسته مترو برلین متهم اصلی و این سه دیده می‌شوند. در تصاویر یادشده دو برادر و آشنای متهم دخالتی در اقدام خشونت‌بار نداشتند.

به خواندن ادامه دهید

کنترل قطارهای باری توسط پلیس اتریش برای جلوگیری از ورود غیرقانونی پناهجویان

sfdrfgfrfrw

پلیس اتریش کنترل قطارهای باری را با هدف مقابله با ورود غیرقانونی پناهجویان به کشور و جلوگیری از مرگ و میر بیشتر آنها، تشدید کرد.

تعداد پناهجویانی که قطارهای باری را برای رساندن خود از ایتالیا به اتریش برمی گزینند طی ماه های اخیر افزایش یافته است. از اینرو اتریش بیشتر از گذشته کنترل قطارهای باری را مورد توجه قرار داده است.

از سوی دیگر مقام های این کشور نگرانی خود را نسبت به احتمال مرگ پناهجویان در جریان استفاده از قطارهای باری ابراز کرده اند.

به خواندن ادامه دهید

تغییرات اساسی در مهاجرت همسران (اسپانسرشیپی) به کانادا

60787017 - isolated young bride with old husband on white background. happy moment near wedding altar.

اداره مهاجرت کانادا تغییراتی اساسی در روش مهاجرت همسران Spousal Sponsorship از طریق اسپانسرشیپی اعمال کرده است. به طور کلی در این روش مهاجرت یکی از دو همسر اقامت دائم Permanent Residency یا شهروندی Citizenship کانادا را دارد که در اصطلاح حامی (اسپانسر) Sponsor نامیده می شود. اسپانسر می تواند از دولت کانادا درخواست کند که برای همسرش که در اصطلاح متقاضی Applicant نامیده می شود (و فرزندان وابسته وی) اقامت دائم کانادا صادر شود. برای اطلاعات بیشتر در خصوص این روش مهاجرت به نوشته زیر مراجعه کنید.

  • اسپانسر همسر (زن یا شوهر) برای مهاجرت به کانادا

اداره مهاجرت کانادا از تاریخ 15 دسامبر 2016 تغییراتی جدی در روش مهاجرت همسران از روش اسپانسرشیپی اعمال کرده است. این تغییرات شامل موارد زیر است.

  • در گذشته بسته مهاجرتی برای متقاضیان ساکن کانادا با متقاضیان خارج کانادا متفاوت بود. در حال حاضر بسته مهاجرتی برای هر دو گروه یکی شده است.
  • دستورالعمل اقدام برای این روش کوتاه تر شده است که امکان درک آن آسان شود.
  • بسته مهاجرتی به چهار دسته ساده تقسیم بندی شده است و بسته به شرایط متقاضی یکی از بسته ها انتخاب و از طریق آن اقدام می شود.
  • سوال و جواب های مربوط به روابط همسران ساده شده است.
  • دیگر نیازی به انجام آزمایشات پزشکی در ابتدای کار نیست. بعد از آنکه پرونده پیش برود افسر مهاجرت در خصوصآزمایشات پزشکی با متقاضی یا اسپانسر تماس می گیرد.
  • بیشتر متقاضیان تنها کافیست از کشور محل شهروندی خود (یا کشوری که بیشتر عمر خود را در آن گذرانده اند) برگ عدم سوء پیشینه ارائه بدهند. در گذشته لازم بود از هر کشوری که بیش از شش ماه در آن زندگی کرده بودند برگ عدم سوء پیشینه ارائه کنند (دقت کنید که این تغییرات تنها این روش مهاجرت را تحت تأثیر قرار می دهد). در موارد استثا ممکن است افسر مهاجرت برگ عدم سوء پیشینه سایر کشورها را هم بخواهد.
  • دسترسی به یک حساب آنلاین برای متقاضیان مقدور است. این حساب آنلاین اطلاعات بیشتری نسبت به سیستم آنلاین قدیمی در اختیار متقاضی قرار می دهد (مثلا چه مدارکی باید در آینده نزدیک ارسال شود، وضعیت فعلی پرونده چگونه است و پیام های افسر مهاجرت در خصوص پرونده)

مراحل کار به ترتیب زیر خواهد بود:

  1. دریافت بسته مهاجرتی از اداره مهاجرت کانادا
  2. مطالعه دفترچه راهنما
  3. تشخیص و انتخاب بسته مهاجرتی
  4. پر کردن فرم ها و تهیه مدارک
  5. ارسال بسته پستی به اداره مهاجرت کانادا
  6. دریافت ایمیل یا نامه تأییدیه دریافت مدارک از سوی اداره مهاجرت کانادا
  7. باز کردن حساب آنلاین (در صورت تمایل)
  8. ارسال مدارک مربوط به پیشینه (به طور معمول تنها برگ عدم سوء پیشینه)
  9. انجام آزمایشات پزشکی
  10. بررسی پیشرفت پرونده به صورت آنلاین
  11. تکمیل بررسی پرونده توسط اداره مهاجرت کانادا
  12. اعلام نتیجه به متقاضی

تلاش اداره مهاجرت کانادا این است که از این پس پرونده ها ظرف 12 ماه یا کمتر نهایی شوند (در گذشته مدت زمان بررسی ممکن بود تا 26 ماه یا بیشتر طول بکشد).

به خواندن ادامه دهید

اتهام تجاوز جنسی به یک ایرانی‌ تبار ساکن نیوجرسی

c-c

 

مقامات پلیس در نیوجرسی آمریکا می گوند: یکشنبه 11 دسامبر 2016، یک مردی ایرانی‌تبار مسلح در بخش میدلند پارک ایالت نیوجرسی، با توسل به زور وارد منزل یک زن شده و به او تجاوز کرده است.

 

متجاوز«ویام راشدی» 36 ساله مقیم شهر نیوجرسی معرفی شده است  که با قرار وثیقه 2 میلیون دلاری به زندان برگن کانتی منتقل شده و متهم به تجاوز جنسی، آدم‌ربایی، سرقت، تهدید به قتل و در اختیار داشتن غیرمجاز اسلحه است.

آقای راشدی دانش آموخته رشته دندانپزشکی است و در همین رشته فعالیت داشته است. مشخص نیست وی در هنگام اقدام به جنایت در حالت عادی قرار داشته است یا نه؟ همچنین از مشخصات قربانی اطلاعاتی منتشر نشده است.

به خواندن ادامه دهید

سرگذشت حرفه ای تلخ مهندس ایرانی-کانادایی در آلبرتا

alberta-670x440

هنوز از خاطر نبرده ایم چگونه بیکار شدن مریم رشیدی مهندس ایرانی در کلگری او را برای گذران زندگی ناچار به کار در پمپ بنزین کرد و چند روز پس از شروع کار درسانحه تصادف با خودرویی که نمی خواست پول بنزین بدهد ، درگذشت.

شرایط در آلبرتا هنوز بحرانی است و میزان بیکاری در این استان به مراتب بیش از دیگر استانهای کاناداست و افزایش بهای نفت در ماه های اخیر هم نتوانسته جان تازه ای صنعت نفت و گاز استان ببخشد.

خانم رژیا پرهام یکی دیگر از مهندسین ایرانی ساکن شهر ادمونتون حالا در شرایطی دشوار قرار گرفته و پست صریح او در فیس بوک ، ما را بیشتر در جریان شرایط روحی و مالی او قرار می دهد:

رژیا پرهام

چند وقته که کاهش قیمت نفت تاثیری منفی روی استان محل زندگی ما، آلبرتا گذاشته.

آلبرتا استان نفت و گار کاناداست.

تاثیر این اتفاق رو میشه به راحتی در زندگی واقعی آدمها دید.

یه نمونه اش اینکه شما صبح بیدار میشی و طبق معمول سر کار میری. به کارهات میرسی و دلت امن و فکرت راحته که در شرکتی که پنج ساله کار میکنی به نوعی سهام داری، به همین دلیل از دل و جان تلاش میکنی که کارت رو به بهترین شکل انجام بدی. چرا که حس سهام دار بودن به تو القا میکنه که کار مال تو هم هست و فقط کارمند نیستی.

مشغولی و سرت گرمِ کار که میگن جلسه داریم و جلسه داشتن در کانادا اتفاق عجیبی نیست. کاری که مشغولش هستی رو سریع جمع بندی میکنی و به جلسه میری، وارد اتاق که میشی مدیرت رو میبینی با یکی از افرادی که در نیروی انسانی کار میکنه. هر چند شوکه ای ولی متوجه میشی که ماجرا از چه قراره… بهت میگن متاسف هستند که مجبورند با توجه به شرایط اقتصادیی که شما هم در جریانش هستید از شما بابت خدمت چند ساله تان تشکر کنند و از همین لحظه همکاریشان رو با شما خاتمه بدن.

و شما که شوکه هستید چیزی نمیگید.

میگن طبق برگه هایی که روز اول امضاء کردی باید همه سهام رو به شرکت برگردانی و از آنجایی که یک ماه که تا پرداخت سود سهام مانده هیچ سودی به شما تعلق نمیگیره ولی همچنان باید یازده ماه سود بانکی که ما به شما معرفی کردیم که برای سهامتان وام بگیرید رو تمام و کمال بپردازید.

یاد پنج سال قبل میافتید که برگه ها رو امضاء کردید، پس هیچ حرفی ندارید که بزنید.

میگن دو هفته حقوق به شما پرداخت میشه و میتوانید برای بیمه بیکاری کانادا (که حدودا یک چهارم درآمد شماست و حداکثر تا یازده ماه به شما تعلق میگیره) اقدام کنید.

قبل از اینکه گیج و منگ از روی صندلی بلند بشید از شما میپرسند چه چیزهایی از شرکت دست شماست؟ میگید موبایلی که پنج ساله در اختیار منه. دستشان رو دراز میکنند و میگن لطفا تحویلش بدید. میپرسید ممکنه فقط چند لحظه زمان بدید که عکسهای خصوصی رو حذف کنم؟ میگن نه. چنین حقی ندارید و امکانش نیست!

چاره ای ندارید، موبایل رو توی دستشان میگذارید و بلند میشید.

کارمند بخش نیروی انسانی (اچ. آر) میگه شما رو تا دفتر کارتان (کار سابق، که تا چند دقیقه پیش داشتید) به منظور برداشتن وسائل شخصیتان و بعد تا در خروجی همراهی میکنند.

توی راهرو همکار از همه جا بی خبرتان با لبخند به شما سلام میکنه که آقای همراهتان به او میگه حق ندارید با هم صحبت کنید. به دفترتان میرید. از اونجایی که بعد از ساعت نهار بوده و ایمیل شخصی شما باز، میگید مایلید که در حضور او از ایمیل شخصی بیرون بیایید. که باز هم اجازه نمیدن و میگن نمیتوانید به هیچ چیزی مربوط به شرکت دست بزنید. وسائل شخصی و کتی که صبح پوشیده بودید رو برمیدارید، به سمت در خروجی میرید، کلید الکترونیکی در شرکت رو تحویل میدید. آرزوی عصر خوبی (!) برایتان میکنند و در رو پشت سرتان میببندند.

و شما به همین راحتی در کانادا کارتان رو از دست میدید و بعد به هزار مسئله جورواجور فکر میکنید. به حرف دوستتان که شصت و هشت درصد بیکاریها مربوط به مهاجران (متولدین خارج از کانادا بوده و هست) به سفرتان فکر میکنید و بلیطی که برای تعطیلات خریده بودید. به همکارانتان که نمیدانید اونها هم کارشان رو از دست دادند یا نه و بعد از پنج سال حتی حق خداحافظی با اونها به شما داده نشده. به مهاجرت فکر میکنید و نکات مثبت و منفی که داره، که همیشه فکر میکردید بعد از چندین سال تلاش در کشور دومتان (!) حداقل احساسی که خواهید داشت امنیت و آرامشه. که در عمل اینطور نیست و هر چند همه مدارک مربوط به حرفه تان رو دارید و تجربه کار کانادایی هم به اون اضافه شده، مهم تصمیم گیرنده ها هستند و اگر صلاح شرکت در حذف شما باشه. به راحتی مثل مهره ای سوخته به توهین آمیزترین شکل از بازی حذف میشین.

به سمت ماشینتان میرید و با خودتان فکر میکنید همین چند ساعت پیش با خوشحالی روزهای مانده تا سفر رو شمردم و با همه توانم کارم رو شروع کردم.

و حالا، در عرض چند ساعت نه کاری هست و نه روتین پنج ساله زندگی و نه امکان سفر کردن در این شرایط اقتصادی.

به جهان اول فکر میکنید و سیاست سرمایه داری که سود شرکتهای بزرگ حرف اول رو میزنه و نه سود افراد و احترام به اشخاص.

به خواندن ادامه دهید

هشدار بلژيک و هلند برای پناهندگانی که به کشورشان بازمی گردند

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2014-10-28 14:20:59Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

دولت بلژيک و هلند با جديت بيشتری در پی يافتن پناهندگانی هستند که برای گذراندن تعطيلات به کشور مبدا خود بازمیگردند.

به نوشته ی روزنامه ی تلگراف چاپ هلند، هم اکنون اين دو کشور با پديده ی به اصطلاح “مسافران بازگشتی” روبرو هستند. آنها پناهندگانی هستند که بدليل نداشتن امنيت و وجود خطر برای آنها در کشورشان، در هلند و يا بلژيک اجازه ی اقامت و پناهندگی گرفته و پس از چندی به کشور مبدا خود سفر می کنند.

حال پس از توافق بلژيک و هلند، چک کردن اينکه آيا پناهندگان برای سفر به کشورشان بازمی گردند دقيقتر و جدی تر می شود. افرادی که گير بيافتند اقامت خود را از دست خواهند داد.

روزنامه ی تلگراف چاپ هلند در ابتدای سال جاری خبری را در مورد پناهندگان اریتره ای پخش کرد که با داشتن پناهندگی برای تعطيلات به کشور خود سفر کرده و حتی در فيسبوک درمورد سفرشان پست گذاشته بودند. به نظر نمی آمد که آنها از رژيم حاکم در کشورشان کمترين ترسی داشته باشند.

پس از انتشار اين خبر، آقای Dijkhoff از وزارت امنيت و دادگستری هلند قول داد که اين دسته از پناهندگان را بهتر کنترل کند.

ولی از آنجا که شماری از پناهندگان هلندی از زاونتم و پناهندگان بلژيکی از شيپول به کشور خود سفر می کنند معلوم شد که اين کنترل هميشه آسان نيست. از اين رو آقای Dijkhoff با همتای بلژيکی خود آقای Francken برای تبادل اطلاعات قرارداد همکاری بست.

اين همکاری کنترل پناهندگانی که به کشورشان سفر می کنند را آسانتر می کند.

آقای Francken هنوز آمار دقيقی از شمار پناهندگانی که اقامت خود را پس از سفر به کشورشان ازدست داده اند اعلام نکرده است ولی آقای Dijkhoff به صراحت اعلام کرد که اين بارها در هلند اتفاق افتاده و بيشتر درمورد پناهندگان از عراق، ايران و سودان بوده است.

به خواندن ادامه دهید

اداره مهاجرت سوئد : تنها در مدت دو ماه سن ۱۰۷۷ متقاضی پناهندگی از کودک به بزرگسال تغيير داده شده است

jkgjkhjgk

مصطفی رحمانی٬ يکی از هزاران نوجوان متقاضی پناهندگی که از اداره مهاجرت نامه تغيير سن دريافت کرده است

اداره مهاجرت سوئد : تنها در مدت دو ماه سن ۱۰۷۷ متقاضی پناهندگی از کودک به بزرگسال تغيير داده شده است

  بر اساس آخرين آمار و ارقامی که از سوی اداره مهاجرت سوئد منتشر شده است تنها در طی دو ماه سن ۱۰۷۷ متقاضی پناهندگی که در زمان ثبت تقاضای پناهندگی خود را کودک معرفی کرده بودند به بزرگسال تغيير داده شده است.

«مسئوليت اثبات بر عهده متقاضی است» کارل بکسليوس جانشين موقت دايره حقوقی اداره مهاجرت در اين رابطه می گويد: ­ از ديدگاه حقوقی اين متقاضی پناهندگی است که مسئولين اثبات ادعای خود را بر عهده دارد. وقتی نتوانند سن خود را محتمل کنند اداره مهاجرت وی را بعنوان فرد بزرگسال ارزيابی می کند.

بنا بر آمار منتشر شده تنها در ماه سپتامبر و اکتبر گذشته ۱۰۷۷ متقاضی پناهندگی در سوئد سنی را بهنگام درخواست پناهندگی خود عنوان نمودند که از نظر اداره مهاجرت منطقی بنظر نرسيده است.

آمار تغيير سن از کودک به بزرسگال برای کل سال ۲۰۱۶) تا ۲۰ نوامبر) ۲۶۹۸ نفر بوده است. جانشين موقت دايره حقوقی اداره مهاجرت اضافه می کند: ­ ۳۵۰۰۰ هزار متقاضی پناهندگی تحت عنوان کودک در سوئد بسر می برند که بياد در موردشان تصميم گيری کنيم و در ميان اين گروه تعداد زيادی ه قادر نيستند بصورتی منطقی سن واقعی خود را اثبات نمايند.

همچنين قرار است در سه ماهه نخست سال ميلادی پيش رو سنجش سن متقاضيان پناهندگی که خود را کودک معرفی می کنند در مقياس وسيعی توسط پزشکی قانونی صورت بگيرد.

اين ماموريت از سوی دولت بر عهده پزشکی قانونی نهاده شده است.

در اين سنجش سن متقاضی پناهندگی از طريق عکسبرداری با اشعه ايکس از دندانها و مچ دست صورت می گيرد. بر اساس آماری که از سوی اداره مهاجرت منتشر شده تعداد دقيق متقاضيان پناهندگی که از روز اول ژانويه امسال تا کنون سنشان از کودک به بزرسگال تغيير داده شده به شرح زير بوده است.

نگاهی آمار مربوط به ماه های سپتامبر٬ اکتبر و نوامبر گويای افزايش قابل توجه در اين رابطه است.

ژانويه: ۸۰

فويه: ۱۰۶

مارس: ۱۱۸

آوريل: ۱۱۵

مه: ۱۳۹

ژوئن: ۱۷۶

ژوئيه: ۲۲۰

اوت: ۲۵۱

سپتامبر: ۵۰۱

اکتبر: ۵۷۶

نوامبر (تا ۲۰ نوامبر): ۴

اداره مهاجرت: تنها در مدت دو ماه سن ۱۰۷۷ متقاضی پناهندگی از کودک به بزرگسال تغيير داده شده است .

 رسانه ها همزمان از هزاران نوجوان متقاضی پناهندگی گزارش منتشر ميکنند که زندگی شان با دريافت نامه اداره مهاجرت مبنی بر تغيير سن از کودک به بزرگسال يک شبه دگرگون می شود. ۱۴ ساله يا ۱۸ ساله؟ گزارش زير که توسط تلويزيون اس و ت تهيه شده مصطفی رحمانی نوجوان  را نشان می دهد که نمونه ای از ۳۵۰۰۰ متقاضی پناهندگی ثبت شده بعنوان کودک است که نامه تغيير سن از اداره مهاجرت دريافت کرده است.

به خواندن ادامه دهید