بازتاب اهدای هدیه یک پناهجوی ایرانی به آنگلا مرکل در مطبوعات و شبکه های تلویزیونی آلمان

قدردانی یک پناهجوی ایرانی از خانم آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان با اهدای یک هدیه به وی به پاس باز کردن درهای آلمان به روی پناهجویان، درمطبوعات و شبکه های تلویزیونی آلمان خبرساز شد. محمد ‌‌طاهری نیا مجسمه ساز سنگ و چوب که به همراه خانواده در آلمان پناهجو است، ماوقع ماجرا را برای سایت خبری و پناهندگی هانا شرح داده است.

وی میگوید: در زمانی که خانم مرکل سیاست پذیرش پناهجویان را در دستور کار قرار داد، بنده در ایران بودم و این حرکت بشردوستانه خانم مرکل من را خیلی تحت تاثیر قرار داد، به همین خاطر یک نقاشی با این مضمون در شبکه های اجتماعی منتشر کردم که با استقبال گسترده کاربران مواجه شد و در شبکه های اجتماعی بیش از ١٤ میلیون لایک دریافت کرد.

 

وی می افزاید: پس از حدود سه ماه از گذشت این مساله بنده به آلمان آمدم و یک روز در شهر “هایدلبرگ” در اخبار فشار مخالفان خانم مرکل را برای محدود کردن پذیرش پناهندگان در رسانه ها دیدم و به این فکر افتادم که این نقاشی را به صورت تجسمی درست کنم و به نمایندگی از طرف پناهجویان به آدرس خانم مرکل بفرستم.

 

 

وی در ادامه خود را اینگونه برای مخاطبان ما معرفی میکند:محمد طاهری نیا، متولد ١٣٤٦ در شهر خرمشهر خوزستان هستم.مثل خیلی از افراد جامعه برای امرار معاش و گذران زندگی چند شغله بودم، همزمان راننده تاکسی بودم و پیرایش گری هم میکردم و اولین کتاب درباره پیرایش گری مردان را در سال ١٣٧٣ با هزینه خودم  در ایران به چاپ رساندم. آن زمان این کتاب در آموزش گاههای پیرایش گری در سراسر کشور تدریس میشد و ٢٠٠ سوال امتحانی به صورت تستی و تشریحی در آن گنجانیده شده بود.

 

بعد از جنگ به تهران مهاجرت کردم و در آنجا ازدواج نمودم که ثمره این ازدواج دو دختر ١٦ و ٢٤ ساله هستند.من در تهران علاوه بر این شغلها مترجم زبان عربی بودم و همزمان مجسمه سازی هم میکردم که کارهایم را به فروشگاهی در خیابان ستارخان میفروختم.

وی سپس با اشاره به اهدا هدیه به خانم مرکل می افزاید: هدف اصلی من از اهدا آن هدیه به خانم مرکل در درجه اول تشکر و قدردانی از وی و مردم آلمان به  خاطر همراهی و همدلی با پناهجویان بود. در این مجسمه ساخته شده از سنگ و چوب، من در قسمت پایین سمت راست، سه بیت از شعر “بنی آدم” سعدی را به صورت کنده کاری به زبان آلمانی مزین کرده ام و در سمت چپ هم آرم سازمان پناهندگان و نام خود را حک کرده ام.

 

 

 

 

وی ادامه میدهد: حدود یک سال ونیم است که در آلمان و در شهر “هایبرون” ساکن هستم و حدود ٤ ماه موفق به اخذ اقامت سه ساله از آلمان شدم و باتوجه به اقامتم در کمپهای مختلف از بدو ورودم ، به دلایل امنیتی و حفاظتی اجازه کار را در کمپ نداشته ام، چون همانطور که میدانید همه ابزارهای کار ما تیز و برنده هستند. تلاش زیادی کردم که با خانواده ام باشم، ولی میسر نشد و وکیل گرفتم که از طریق دختر زیر سن قانونیم انتقالی بگیرم که میسر نشد.

 

 

خانواده ام هنوز با گذشت هشت ماه از انجام مصاحبه بلاتکلیف هستند. در اینجا مشکلات زیادی هست که تمرکز آدم را برهم میزند، از جمله برای من مشکل دختر کوچکم که کلاس دهم است و با اینکه آلمانی را خوب حرف میزند، متاسفانه درسهای تخصصی را خوب متوجه نمشود، دخترم در ایران شاگرد ممتاز بود، اما اینجا دچار افسردگی شده و اگر امسال قبول نشود دیگر امکان ادامه تحصیل ندارد، چون مطابق قوانین اینجا، کلاس دهم نهایی است.

 

 

ایشان در ادامه ضمن بیان اینکه تاکنون در روزنامه و سازمانهای مربوطه برای کمک به زیباسازی شهرها اعلام امادگی کرده، اما تلاش هایش بی نتیجه مانده است، از تمامی کسانی که به نحوی مخاطب این گزارش هستند درخواست میکند تا راهکارها، انتقادات و پیشنهادات خود را برای کمک به پیشبرد کاردش، به صورت کامنت در زیر گزارش در همین سایت بیان کنند، چرا که احساس میکند با دارابودن پنجاه سال عمر زیادی برای ادامه این کار برایش نمانده و میخواهد از زمان به بهترین شکل ممکن استفاده کند.

Advertisements

پیامی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s