انگیزه مهاجرت ، دلایل نارضایتی و چرایی ماندن در کانادا از نگاه یک تازه مهاجر

canadaa,,,,

قطعا همه ما در ماه های نخست مهاجرت دوران سخت و پرتنشی را پشت سر گذاشته ایم و سعی کرده ایم بحران های فکری و فرهنگی و شرایط سخت عدم تطابق زودهنگام با جامعه میزبان را تحمل کرده و حتی در پاره ای از اوقات بجای شماتت خودمان بابت مهاجرت و دوری از دوستان و خانواده ، برای ساختن آینده ای بهتر به خود و اطرافیان روحیه دهیم .

اما معیارها در مهاجرت برای همه یکسان نیست و ارزیابی نادرست از حتی ساده ترین برخوردهای روزانه می تواند سرنوشت یک نفر را تغییر دهد.

این متن کوتاه که توسط یکی از تازه مهاجرین به تورنتونوشته شده، خواندنی و در عین حال حاوی نکاتی است که توجه به آنها می تواند ما را با طرز تفکر عجیب برخی از مهاجرین آشنا  کند.

سوالی که در پایان متن آمده هم البته جای تامل و تفسیر دارد و پاسخی درخور را می طلبد :

«من کار خوب داشتم ولی نمی دونم با حقوق خوب کارمندی هم میشه خونه دارشد یا خیر ..چون من اهل پس انداز نبودم و چون خانوم هستم خیلی خونه داشتن برام مهم نبود

چیزی که منو آزار میداد می داد فرهنگی بود که هر روز و بلکه هر لحظه داشت کمرنگ تر می شد و ضد ارزش هایی که ارززش می شد و دوستانی که با اینکه ا وسواس یه روز انتخاب شده بودند هر روز می خوواستن بیشتر همرنگ جماعت بشن…

من به دنبال فرهنگ اومدم و حالا چیزی که دیدم ، سوای شهر که به نظرم خیلی زشت و flat اومد ، فرهنگ شهروندان درجه 3 کشورهای مختلف بود…

در اتوبوس در حالیکه عده ای ایستادن بقیه حاضر نیستن کیف هاشون رو از صندلی کنارشون بردارن تا جا برای ایستاده ها خالی بشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!

تو مترو ، در شلوغی جمعیت آقای کنار من که دستش رو به میله کنار من گرفته و موذب بودن منو می بیه به حدی که دارم علناً خودم رو حفظ می کنم ، حاضر نیست دستش زو چند سانتی متر بالاتر یا پایین تر ببره تا منو موذب نکنه ، وقتی هم که ازش میخوام بره کنار تا من جامو عوض کنم باز میاد نزدیک من ….در حالیکه در تمام فرهنگ ها فاصله باید رعایت بشه چه برسه به تماس موذب کننده.

ایرانی های اینجا هم که تا متوجه شن ایرانی هستی به صورت عجیبی ازت دور میشن ….در رنتالی در دان تاون که به صورت موقت سکونت داشتم در همان طبقه 2 خانواده ایرانی بودند به محض اینکه باهاشون سلام کردم و گفتم جه جالب هر دو در یک طبقه هستیم …صورت بر گردوندند…..

خانومی که WHITE بود نمی دونم کانادایی بود شاید ، در Fairview به شدت بدی به من تنه زد ، بعد که منو شوک شده دید گفت برو اونور وایسا ! در حالیکه من داشتم با فروشنده یکی از کانترها صحبت می کردم ….

در هواپیما به محض لند ؛ پلیس اومد و جوانی که کنار خانوادش بود دستگیر کرد ، تنها به این علت که در طول پرواز دوست داشت بره انتهای هواپیما و تماشا کنه ؛ و به نظر مهماندار مشکوک اومده بود در حالیکه همه ما که نزدیکش و انتهای هواپیما بودیم اصلا باعث ناراحتی نشده بود از ما هم سوال کردند و همه گفتیم که خیلی آروم بود

الان اومدم نورت یورک اما نه منطقه ایرانی نشین …جز رفتارپرسنل بانک که به صورت عجیبی خوب و محترمانه بود ، حتی رفتار نرمال ندیدم

به نظرم اینجا برای دانشجو ها خیلی بهتره …اونا بلاتکلیف نیستن و تو همون محیط آکادمیک هم دوستان خوب پیدا می کنن و با این بی فرهنگی ها مواجه نمیشن، من خیلی هزینه کردم . و خیلی ضرر مالی کردم و با کلی وسیله اومدم و گرنه فردا بر می گشتم ایران دلم نمی خواد اصلا از خونه برم بیرون و با اون آدمای بی ادب مواجه بشم …روم نمیشه به خانواده ام بگم اون همه پولی که دادین رو باید اینجا بی انگیزه خرج کنم و برگردم.

یک سوال:

چرا هر کس میاد از کانادا تعریف می کند همه تاییدش می کنند ولی اگر شخصی به هر دلیلی از تجریه ناخوشایندش در مورد کانادا بگوید و خوشش نیاید همه سعی می کنند که طرف رو قانع کنند اشتباه می کند و اصلا اینجوری نیست؟!

پیامی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s