پيش از مهاجرت اين رفتارها را ترک کنيد!!!

canada20166

مهاجرت به کشور جدید با ویژگی ها و شرایط کاملاً متفاوت با فرهنگ وطنی٬ در کنار همه جذابيت هایش٬ مسائل خاص خود را به همراه دارد که بی توجهی به آن ها یا دردسرساز می شوند یا در نهایت فرد را منزوی و دلزده از محيط جدید می کنند. خوب است موارد مثبت و تعریف شده فرهنگ جدید را با جان و دل پذیرفت و همگام با یک جامعه مولتی نشنال دموکرات با آن همراه شد والا به قول حضرت حافظ عرض خود می بری و زحمت ما می داری! و از سویی دیگر آن چه باب ميل نيست اما فرهنگ مسلم و پذیرفته شده حاکم بر جامعه جدید است را نيز با دیده احترام نگریست هرچند با آن همراه نشد.

البته این به این معنا نيست که ساکنان کانادا همه با فرهنگ و نجيب و قانون مند هستند اما چه اشکالی دارد حالا که زندگی در کشوری جدید را انتخاب کرده ایم خودمان به اصلاح خرده فرهنگ های ناپسند حاکم بر نهادمان بپردازیم؟ پيشاپيش لحن نسبتاً تند برخی انتقادات را بزرگوارانه ببخشایيد….

نژادپرستی: عزیزان هموطن نژاد و قوميت پرست که مدام می خواهند از وجود چينی و هندی پاکستانی و عرب و حتی هموطن ایرانی به جان خودشان و دیگران غر بزنند و بلای جان شنوندگان شوند بهتر است به کانادا مهاجرت نکنند!! خوششان بياید یا نه همه جای کانادا پر است از چشم بادامی و هندی و ….و البته ایرانی.

در واقع کانادا جهانی است در قطع کوچک و تورنتو و احتمالاً دیگر شهرهای بزرگ مهاجرنشين تهرانی در قطع کوچک٬ بنابراین اگر از حضور دیگر اقوام و ملت ها حال نمی کنيد در همان وطن بمانيد و از شباهت های ظاهری و باطنی ساکنان آن لذت ببرید!! در ضمن این دسته از مهاجران عزیز بدانند که آن ها در این کشور همان قدر مهاجر هستند و همان قدر سهم و احترام دارند که دیگران! نگاه از بالا و تحقيرآميز برخی ایرانی ها به مهاجران بعضی کشورها و حس برتری جویی و احساس عالی هميشگی نسبت به خودمان اینجا دیگر کارایی ندارد!! اینجا نه کسی شخص شما را می شناسد که جلویتان چاکرم نوکرم کند و نه آویختن شمایل فرهنگ 2500 ساله به گردن و باد غرور به غبغب انداختن٬ ارج و قرب و احترام می آورد!! در ضمن به خصوص در مورد این نژاد چشم بادامی ها باید عرض کنم که وقتی اجداد بنده و جنابعالی هنوز نمی دانستند خارج کجاست٬ اجداد آن ها در بدترین شرایط کاری مشغول ساختن ریل راه آهن سراسری کانادا بوده اند! بنابراین دوستان فکر نکنند هر چشم بادامی که می بينند همين دیروز از هواپيما پياده شده و خدای نکرده جای آن ها را تنگ کرده!! در ضمن حواسشان باشد که رفتارهای نژادپرستانه ولا یک حرف نابجا ممکن است برایشان گران تمام شود! زل زدن به مردم: یکی از عادات ناپسند ما ایرانی ها چه به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه (مثلاً وقتی در بحر مکاشفت مستغرق می شویم!!!) زل زدن به مردم تا جایی است که طرف شک می کند که حتماً یک چيزیش هست. بهتر نيست به جای زل زدن به مردم خودمان را به انجام یک کار مفيد مشغول کنيم٬ مثلاً کتاب بخوانيم یا از طبيعت لذت ببریم؟!!

دست زدن به بچه ها: یکی دیگر از لذت های ناپسند ما ایرانی ها به خصوص از نوع بچه دوستمان! این است که بچه خودمان یا مردم را به حد خفگی می چلانيم یا چپ و راست می کنيم٬ لپشان را با شدت وحدت هر چه تمام تر می کشيم تا حتماً صدایش درآید یا حتی مورد بوده بچه را از فرط علاقه گاز گرفته ایم!!! در اینجا حتی یک دست زدن ساده به سر و صورت بچه بامزه و خوشگل مردم می تواند با واکنش یا حداقل نگاه معنادار بچه یا والدینش همراه باشد چه برسد به گوگولی مگولی کردن آن ها!!! به برخی دوستان باید یادآوری کرد که بچه آدم است در قطع کوچک! نه عروسک و اسباب بازی…. شوخی های بدنی: یکی از تفریحات سالم ما که بر خلاف نظر اعمال کنندگانش اصلاً هم جالب و با مزه و نشان از صميميت نيست شوخی های بدنی است.

سيلی زدن یا با مشت به کمر و پهلوی کسی کوبيدن حتی اگر طرف مقابلتان ایرانی هم باشد و این سبک رفتار را بشناسد در انظار صورت خوشی ندارد! صد البته شوخی های کلامی هم حد و اندازه ای دارد………. رفتار با حيوانات خانگی: صاحبان حيوانات خانگی روی حيواناتشان همان قدر تعصب دارند که روی بچه هایشان و در واقع آن ها را جزئی از خانواده به حساب می آورند. فریادکشيدن بر سر سگی که به طرفمان می آید و چخه کردن آن ها به شدت صاحبانشان را ناراحت می کند٬ در بدترین حالت و یا در صورت ترس بهتر است فقط خود را از حيوان دور کرد. هول زدن: در کانادا تا دلتان بخواهد صف هست اما بر خلاف وطن عزیزمان معمولاً کسی برای دو نفر جلو افتادن یا حتی حفظ نوبت خودش به نفر جلویی نمی چسبد و از آن بدتر رج نمی زند٬ هل نمی دهد و فشار نمی آورد! موقع پارک کردن و رانندگی هم معمولاً کسی هول نمی زند حتی در روزهای شلوغ مانند باکسينگ دی نيز لااقل من یکی ندیده ام در حالی که راننده ای راهنما زده و منتظر خروج ماشينی دیگر برای پارک کردن است عزیز دیگری از راه برسد و طی یک عمليات ضربتی در مقابل چشمان بهت زده نفر منتظر کله ماشين را بکند تو جای پارک!!! یا به عنوان نمونه اگر پشت چراغ سبز چند ثانيه ای بی حرکت بمانی بوق های آن چنانی نثارت شود که بيشتر معنی فحش ناموسی می دهد! این هول نزدن شامل حال خرید اجناس حراج خورده هم می شود چون این حراج ها هيچ وقت تمامی ندارند و نيازی به انبارکردن مواد غذایی و لباس برای رفع خطر قطحی و تحریم نيست!!

(البته غير از حراج هایی مثل روز Boxing Day) سوالات خصوصی: هميشه مانده ام پاسخ این سوال را چه باید داد؟ ببخشيد سوال می کنما٬ یا ببخشيد می تونم سوال کنم؟ آخه عزیز دل برادر انتظار داری من چه جوابی بدم بگم نه نمی تونی سوال کنی یا بگم نه جواب نمی دم! جالب اینجاست که طرف٬ منتظر همين پاسخ هم نمی شود و پشت بند سوال اول سيل سوالات خصوصی را راه می اندازد: چقدر حقوق می گيری؟ خونه رو چند خریدی؟ چقدر پيش دادی؟ چقدر وام گرفتی؟ چقدر…..گذاشتن مردم در انفاس اخلاقی برای ارضاء حس کنجکاوی کار پسندیده و متعارفی نيست چراکه در بيشتر این موارد پاسخ این سوالات هيچ دردی از سوال کننده دوا نمی کند الا ارضاء حس فض….سوال کننده. تلفن زدن و شروع به صحبت کردن در ساعات کار اداری: بهتر است به طور کلی در ساعات اداری با کسی تماس گرفته نشود یا لااقل اول سوال شود که امکان صحبت کردن هست یا خير. اینجا در ساعات اداری معمولاً نمی شود حتی یک صحبت کوتاه چند دقيقه ای داشت چه رسد به تعریف قصه حسين کرد شبستری! وقت شناسی: بر خلاف وطن عزیز که برای خيلی ها دیررفتن به سر قرار یا مهمانی نوعی کلاس محسوب می شود (که من هرگز فسلفه این مدل با کلاسی را نفهميدم!) و صاحبان مجلس هم خواسته یا ناخواسته این موضوع را پذیرفته اند٬ اینجا باید وقت شناس بود؛ هرچند از نظر شخص من٬ دیرکردن آن هم هميشه و بی هيچ علتی نوعی بی احترامی به صاحبخانه است و این ور و آنور آب ندارد. وقتی ميزبان ساعت مشخصی را برای شروع مهمانی یا جشن اعلام می کند انتظار دارد همه کمابيش در حول و حوش آن ساعت (مثبت و منفی چند دقيقه٬ نه منفی دو سه ساعت!!) در محل حاضر باشند.

در مورد قرارهای کاری هم این قضيه بسيار بسيار جدی است و ممکن است به همين علت به ظاهر کوچک یک مصاحبه یا بيزنس به فنا برود…. طلبکارانه صحبت کردن: تقریباً هميشه حق با ارباب رجوع و مشتری است.

نيازی به طلبکارانه صحبتکردن و دعوا و داد و بيداد به راه انداختن نيست. می شود درخواست خود را به آرامی مطرح کرد اگر جوابی گرفته نشد به راحتی درخواست دیدار و صحبت با مدیر بالادستی را داد.

دست دادن موقع هر سلام و خداحافظی: این مورد اگرچه رفتار ناپسندی نيست اما در این جا تعریف نشده است. معمولاً دست دادن فقط مخصوص زمانی است که شما کسی را برای اولين بار می بينيد. بلند بلند صحبت کردن یا فریادکشيدن: بلند صحبت کردن در مراکز عمومی هم چندان خوشایند نيست و با تعجب و گاهی ترس بقيه همراه است. بی زحمت چه در حالت عادی و چه زمان ابراز احساسات٬ تن صدایتان و غریو شادی تان را کنترل کنيد. بوق زدن: بوق برای هشدار و تذکر است آن هم به صورت تک بوق نه برای فحش دادن یا سلام٬ خداحافظی و تشکر….آن هم به صورت کش دار…… به جرات می توان گفت که نادیده گرفتن برخی از این فرهنگ ها یا خرده فرهنگ ها می توانند مشکلات جدی اجتماعی یا حتی حقوقی برای مهاجر از همه جا بی خبر ایجاد کنند….

Advertisements

پیامی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s