پناهندگی یونان از رویا تا واقعیت! بخش 2

برای مطالعه پناهندگی یونان از رویا تا واقعیت! بخش 1 اینجا کلیک کنید

یک نفرشان می‌گوید: «هر کشوری که حقوق بشر را رعایت کند. اینجا هیچ حقی نداریم.» ماجرای محمد یک مورد خاص است. می‌گوید نمی‌تواند در مراکش زندگی کند، چون مسلمان نیست. می‌خواهد سکولار زندگی کند، کتاب بخواند و با هر کس دلش می‌خواهد معاشرت کند. او می‌گوید: «وضعیت خیلی پیچیده است.» هرچه بیشتر با او وقت می‌گذرانم، بیشتر متوجه می‌شوم که چرا از دادن توضیحات بیشتر ابا دارد. برخی از کسانی که سال گذشته با او در کارخانه متروکه زندگی می‌کردند، اسلامگرا بودند. البته مردان سوری که حالا در آنجا ساکن هستند، با آنچه از مدل موی باب مد روز و ریش تراشیده‌شان دیدیم، قطعا اسلامگرا نیستند.

بررسی صحت جزئیات پرونده او برعهده دولت یونان است، نه من. او برایم تعریف کرد که چطور به اینجا رسیده است. داستانش ساده و مرگبار بود. با پروازی چهار ساعت و نیمه از کازابلانکا به استانبول رسیده است. بعد حدود ۲۰ کیلومتر پیاده‌روی کرده تا به یک مهمانسرا رسیده است. از آنجا چهار بار سعی کرده با کمک قاچاقچیان با قایق از رودخانه اوروس رد شود و به شمال یونان برسد.

مترجم من از زبان یونانی به عربی و فرانسوی می‌پرد تا منظور را درست منتقل کند. اما قبل از آن محمد با حرکات دستش نشان می‌دهد که چه اتفاقاتی برایش افتاده است: قایق در رودخانه واژگون شده، و سه افغان همراه او غرق شده اند. او با لحنی ناراحت می‌گوید: «آن افغان‌ها شنا بلد نبودند.» من هیچ راهی برای کسب اطمینان از درستی داستان او و هزاران نفر دیگری که به این سوی مرز آمده اند، ندارم.

او می‌گوید که قاچاقچیان بطور میانگین از هر مهاجر ۳ هزار یورو می‌گیرند تا او را از یونان رد کنند، و اضاافه می‌کند: «البته که آنها تبهکار هستند.» بعد از رسیدن به یونان، او با مشکلی اساسی روبرو شد که همه کسانی که کارشان به پس‌کوچه‌های آتن می‌کشد، با آن مواجهند؛ گرفتن پناهندگی در این شهر تقریبا غیرممکن است.

در آتن تنها یک اداره پلیس وظیفه دریافت تقاضاهای پناهندگی را برعهده دارد، و این اداره هم در یک خرابه صنعتی کثیف و رنگ و رورفته بنام پترو رالی واقع شده است. این پاسگاه هر هفته تنها ۲۰ درخواست پناهندگی را برای بررسی قبول می‌کند. این ۲۰ نفر هر جمعه شب از میان حدود ۲۰۰ نفری که در صف ایستاده اند انتخاب می‌شوند. وضعیت این اداره مورد انتقاد شدید سازمان‌های غیردولتی قرار گرفته است. وقتی سعی کردیم از این مکان فیلم بگیریم، تیم فیلمبرداری‌مان توسط ۲۰ مأمور پلیس محاصره شد و آنها جلوی کارمان را گرفتند. تماس ما با روابط عمومی پلیس موثر واقع شد، اما تا موقعی که ما در محل بودیم، مأموران حاضر به قبول درخواست‌های متقاضیان نمی‌شدند.

120806132458_greece_immigration_304x171_bbc_nocredit

وضعیت در بندرگاه پاتراس، یعنی همان جایی که محمد از آن سر درآورد، بدتر است. کاتیا زاگوریتو، عضو جنبش دفاع از حقوق پناهجویان و مهاجران، کسی بود که سال پیش اولین بار مرا به او معرفی کرد.

خانم زاگوریتو می‌گوید: «سازمان صلیب سرخ درخواست‌های پناهندگی را جمع‌آوری می‌کند. اما صلیب سرخ هر هفته تنها یک وقت ملاقات از پلیس می‌گیرد. در نتیجه، گرفتن پناهندگی در پاتراس عملا غیرممکن است.»

بعد از اولین ملاقات با محمد قرار شد دوباره یکدیگر را ببینیم. او دیر سر قرار آمد و در توضیح آن گفت: «مرا دستگیر کردند. به‌من گفتند که لباس‌هایم بیش از حد نو هستند و تا دیروقت در خیابان مانده ام.»

او گفت که نمی‌خواسته توجه پلیس را به جایی که با دیگر مهاجران مشترکا در آن زندگی می‌کند، جلب کند، و به همین خاطر زیر یک پل خوابیده است. سیستم اعطای پناهندگی یونان آنقدر مورد انتقاد قرار گرفته که قرار است بالاخره امسال اصلاح شود. دولت یونان در سال ۲۰۱۱ به‌خاطر یک پرونده در دیوان اروپا محکوم شد، و به‌خاطر شرایطی نگهداری مهاجران دستگیرشده، به نقض کنوانسیون حقوق بشر متهم گردید. حالا بناست که سیستم اعطای پناهندگی جدیدی ایجاد شود که مستقل از پلیس عمل کند. قرار است ماریا استاوروپولو، حقوقدان سابق کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، مدیریت این سیستم جدید را در دست داشته باشد.

وقتی خواستم با رئیس پلیس یا وزیر حفاظت از حقوق شهروندان مصاحبه کنم، با درخواستم مخالفت شد، و بجای آن دولت مصاحبه با خانم استاوروپولو را به‌من پیشنهاد کرد. من موضوع ناکارآمدی سیستم اعطای پناهندگی یونان را با او مطرح کردم. او با صراحت جواب داد: «سیستم اعطای پناهندگی یونان به دلایل مختلف سال‌هاست که کار نمی‌کند.» دولت یونان در سال ۲۰۱۱ به‌خاطر رفتارش با مهاجران دستگیرشده به نقض کنوانسیون حقوق بشر اروپا متهم شد. به خانم استاوروپولو گفتم که با گذشت دو سال از این حکم، هنوز ۲۰۰ نفر در سرما و یخبندان روی زمین می‌خوابند تا بلکه یکی از ۲۰ نفری باشند که موفق به گرفتن وقت ملاقات از اداره پلیس می‌شوند.

از خانم استاوروپولو پرسیدم که آیا این با حقوق بشر سازگار است؟ او در جواب گفت: «دسترسی دشوار به سیستم اعطای پناهندگی در یونان یکی از مشکلاتی است که سیستم جدید قرار است به آن رسیدگی کند. ما داریم سرعت کار را بیشتر می‌کنیم و قرار است ۲۵۰ کارمند جدید استخدام کنیم.» او گفت که کسانی در موقعیت محمد المهود ریسک بزرگی را قبول کرده اند، و «کارت صورتی» – که به دارنده‌اش اجازه می‌دهد تا رسیدگی به درخواستش در کشور بماند – اطمینان خاطر درازمدتی برای دارنده آن ایجاد نمی‌کند.

وقتی به او گفتم که ایجاد شرایط سخت برای پناهجویان، باعث کاهش تعداد متقاضیان نشده، او در جواب گفت: «برای همین است که داریم خیلی چیزها را تغییر می‌دهیم.»

121220093827_greece_immigrants_304x171_ap

زندگی آقای المهود در ۱۲ ماه اخیر پرماجرا بوده است. او یک بار هدف یک حمله نژاد پرستانه شدید قرار گرفته، یک بار پلیس دستگیرش کرده و زندانی شده، در یک اعتصاب غذا شرکت کرده، از خیابان جمع‌آوری شده، و در کمال ناباوری توانسته درخواست پناهندگی‌اش را تسلیم پلیس کند. او با وجود همه این اتفاقات، او هنوز به آرمان کتاب جیبی‌اش پایبند است و می‌گوید: «اروپا برای آنها امید و هدف است. بعضی‌ها به اروپا به چشم بهشت موعود نگاه می‌کنند که باید به آن رسید.» نه دولت یونان، و نه اتحادیه اروپا نمی‌توانند جلوی موج مهاجران را بگیرند.

هدف او این است که روزی در یک دانشگاه فرانسوی جامعه‌شناسی در س بدهد. از خوابیدن زیر پل تا آن نقطه راه زیادی هست، و من احساس می‌کنم او با همراه داشتن کتاب ژان- پل سارتر در واقع با خودش عهد کرده که به این هدف برسد.

او می‌داند که دو نفر از کسانی که یک سال پیش در کارخانه مخروبه با آنها مصاحبه کردیم، حالا راهی شمال اروپا شده اند، و دانستن این موضوع به او امید و انگیزه می‌دهد. اما جهان اطراف کسانی مثل محمد در حال تغییر است: حالا دیگر در طول رودخانه اوروس نرده کشیده شده است.

سیستم اعطای پناهندگی یونان به‌زودی کار بررسی درخواست‌ها را شروع خواهد کرد. طبیعی است که با برخی درخواست‌ها موافقت خواهد شد، و برخی متقاضیان هم از کشور اخراج خواهند شد. از طرف دیگر، با قدرت گرفتن راستگرایان افراطی، برخورد جامعه مدنی یونان هم خصمانه‌تر شده است. او حالا در مزرعه‌ای متروکه زندگی می‌کند و همراه چهار نفر دیگر روی زمین می‌خوابد. وقتی این سختی‌ها را با او در میان می‌گذارم، در جواب می‌گوید: «مثل گذراندن یک امتحان است. باید درست را دوره کنی، تا بالاخره روز امتحان از راه برسد. آن وقت دیگر موقع جا زدن نیست.»

محمود المهود:

یک مهاجر فقط به فکر رفتن است. کاری به طلوع طلایی و بقیه ندارد. فقط دنبال ترک این کشور است. به هیچ چیز دیگری اهمیت نمی‌دهد »

کاتیا زاگوریتو، جنبش دفاع از حقوق پناهجویان و مهاجران:

سازمان صلیب سرخ درخواست‌های پناهندگی را جمع‌آوری می‌کند. اما صلیب سرخ هر هفته تنها یک وقت ملاقات از پلیس می‌گیرد. در نتیجه، گرفتن پناهندگی در پاتراس عملا غیرممکن است»

source: www.bbc.co.uk

  • لطفا از مطالب وبلاگ بدون استقاده از منبع در جایی استفاده نکنید.
  • برای لینک کردن آدرس این پست را از آدرس بار بالای مرورگر کپی کرده و به کل مطلب لینک کنید، با این کار ، بالا بودن فرهنگ خود را نمایان کنید.
Advertisements

پیامی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s